ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

قل قلی...

پسرکم... شاهزاده زیبای من...   الان تقریبا دو هفته ای میشه که تلاش میکنی قل بخوری ... و امروز از صبح خودت بدون کمک و سریع داری قل میخوری... الهی فدات بشم مامان که داری بزرگ و بزرگتر میشی... فقط یه کوچولو که میگذره و تو کلی ذوق میکنی چون داری با یه دید تازه به همه چی نگاه میکنی... میزنی زیر گریه چون نمیتونی دوباره برگردی به پشت و میخوای که من برت گردونم.. فقط مامان تا برت میگردونم چرا دوباره قل میخورییییییییییییییییییییی؟؟؟ قربونت برم من و بابا کلی ذوقتو میکنیم چون تو بهترین اتفاق زندگی مشترکمون هستیییی دوستت داریم   1391/09/15 ...
15 آذر 1391

چشمانت...

تقدیم به صاحب چشمانی که آرامش قلب من است و صدایش دلنشین ترین ترانه زندگیم        از بودنت برایم عادتی ساختی که بی تو بودن را باور ندارم چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب تر شد که دنیای من شدی  همیشه بدان که تا بیکران عشق عاشقانه دوستت دارم. 1391/09/13   ...
13 آذر 1391

گاهی عکسی با آدمی حرف میزند...

  گاهی ساعتها با یک عکس حرف میزنیم... گاهی عاشق یک عکس میشویم.... گاهی یک عکس میشود تمام داراییمان.... گاهی عکسها را پاره میکنیم... ... ... گاهی عکس پارهای را به هم میچسبانیم... گاهی عکسی را میسوزانیم... گاهی یک عکس ما را میسوزاند.... گاهی با دیدن یک عکس گریه میکنیم... گاهی سالها با یک عکس زندگی میکنیم و گاهی دیدن یک عکس پایان زندگی است... و شاید گاهی عکسی رازی را آشکار میکند...!!!!   ...
10 آذر 1391

لالایی بهار

لالا لالا بهار اووومد ...چه گلهایی به بار اوومد ....به پابوس گل از هر سو ....صدای جویبار اوومد لالا لالا گلم نازه ... که شب هم چشم او بازه...قشنگه مثل فروردین ... بدنیا اومده تازه لالا لالا بهشت من ... گل اردیبهشت من .. خدا با لطف آورده...تورا در سرنوشت من لالا لالا تو بارونی .. گل سرخ بهارونی... به زیر پای تو هردم زمین داره گل افشونی لالا لالا تو خورشیدی.. تو نور گرم امیدی... توی شهر دل مامان ... تو هم از صبح تابیدی لالا لالا آروم لالا ... درختای بادوم لالا ... گلها تو باغچه خوابیدن... کبوتر روی بوم لالا ماهی لالا صدف لالا ... پری ها صف به صف لالا .. شب آروم و مهتابی... عروسک روی تخت لالا لال...
9 آذر 1391

لالایی تابستون

لالا لالاگل پونه .. گل زیبای بابونه ... بپوش از برگ گل پیرهن ... هوا گرمه تابستونه لالا لالا شب تیره... بخواب گلبرگ من دیره ... تمام ماهی ها خوابن ... چرا خوابت نمیگیره لالا مهتاب از اون بالا... تورو میبینه و حالا ...میگه این بچه شیطون ... نکرده پس چرا لالا میره میتابه اون دوراا ... به روی تپه ماهورااا ... به روی گل که خوابیده ... کنار بچه زنبورااا لالا لالا خبر لالا ... شده فصل سفر لالا .. یکی رفت و یکی اومد ... لالا چشمها به در لالا لالا لالا خبر اوومد ... پرنده از سفر اوومد ... یکی بال و پرش وا شد ... یکی بی بال و پر اوومد لالا دنیا گذر گاهه... گذر گاهی که کوتاهه .. یکی رفته و یکی مونده ... یکی...
9 آذر 1391